آنچه که باید از علی و فاطمه بیاموزیم
خبرگزاری ایسکانیوز: اول ذی الحجه سالروز ازدواج دو فرشته ای است که برای همه عصرها و دوره ها به عنوان یک الگوی موفق در همه ابعاد مطرح بوده ، درس های فراوانی برای جوانان اعصار مختلف در بر دارد.
اگر چه همه زندگی ائمه اطهار (ع) برای شیعیان و رهپویان آنان سراسر درس و عبرت است ولی نیم نگاهی به آنچه که در روزگار ما به عنوان هنجارهای اجتماعی فرهنگ چگونه ازدواج کردن و آغاز یک زندگی مشترک شده است و البته در حال نهادینه شدن نیز می باشد ، هر از چند گاهی آدمی را به تامل وامی دارد به عبارتی از باب متذکر شدن نیز که شده که قطعا" هم بدون مصلحت و فلسفه نیست ، نکاتی در پی می آید که شاید برای آنها که در پی چشم هم چشمی های بوجود آمده و هر چیزی که عنوان تشریفات به خود گرفته ، گرفتار بلاهای اجتماعی متعدد شده اند ، سودمند افتد.
اما از ماجرای ازدواج علی و فاطمه (سلام الله علیها) نکات بسیار جالبی می توان آموخت . اگر خواهان سعادت هستیم و پیرو اسلام ، بایستی تا مرز توان تلاش کنیم که در مرحله اول ازدواج بر مبنایی صحیح صورت گیرد و دوم ساده زیستی در تمام شئون زندگی جامعه به خصوص ازدواج راه یابد وگرنه قید و بندهای اجتماعی در امر ازدواج که بیشتر نشأت گرفته از فرهنگ اسلامی و یا ساخته و پرداخته فرهنگ های کوتاه نگر مادی و اشرافی است . اگر این غل و زنجیرها بر دست و پای جوانان و والدین بیفتد هر روز بزرگتر و سنگین تر می شود تا آنجا که امکان هر نوع حرکت صحیحی را می گیرد و صاحب جامعه را به سوی نابودی می کشاند و به فسا د و نابودی های روانی و مشکلات اخلاقی می افزاید.
* هم کفو بودن یکی از اصول اساسی و رازهای موفق ازدواج ، کفو و هم تا بودن دختر و پسر با هم است . برخی گمان دارند کفیت به شرایط ظاهری و مادی و رفاهی بستگی دارد . در صورتی که هم تایی به آرمانها و خواهش ها و تمایلات روحی و روانی افراد است . میزان آگاهی علمی و دینی و میزان تعهد عملی به مکتب مذهب و ارزش نهادن به ویژگی های اخلاقی و فرهنگی است . اگر هم تایی مطرح نبود ، دختران زیادی در مدینه بودند که هرگز علی از آنان خواستگاری نکرد و فاطمه (سلام الله علیها) خواستگاران زیادی داشت . اما رضایت به آنها نداد . اگر خداوند علی را نمی آفرید برای فاطمه هم کفو و هم تایی وجود نداشت.
* روش خواستگاری بدون هیچ گونه تشریفات و واسطه ای انجام شد .
* پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم بدون رضایت دخترش به خواستگار پاسخ مثبت نداد .
* میزان مهریه کم و متناسب با شرایط مالی داماد بود .
* در تهیه جهیزیه به ضروری ترین و ابتدایی ترین وسایل زندگی در آن عصر بسنده شد.
فاطمه دختر پیامبر و رهبر مسلمانان از تیره بنی هاشم یعنی اصیل ترین و شریف ترین تیره های عرب به حساب می آمد .مادرش خدیجه ثروتمند ترین زن عرب خودش بود و از نظر علمی ، فردی آگاه تر و اندیشمند تر از او نبود و پیامبر صلی الله علیه وآله و سلم هم می توانست جهیزیه زیادی همراه دخترش کند اما منش پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم و خاندانش بر ساده یستی است . متاسفانه در برخی از خانواده ها بخصوص قشر مرفه جامعه ، جهیزیه و دخترانشان نمایشگاه بین المللی کامل است از لوازم خانگی داخلی و خارجی و اشیاء لوکس تشریفاتی مدرنی که برقش چشم های ظاهربین را خیره می کند.
بنابراین با نگاهی به جامعه کنونی و نحوه برگزاری مراسم ازدواج ضروری است که خانواده ها با توجه به مبانی دینی و شواهدی که به گفته تاریخ از چگونگی برگزاری ازدواج ها به خصوص ازدواج بنت الرسول فاطمه زهرا (س) و حضرت امیرالمومنین (ع) به یادگار مانده تجدید نظری اساسی کرده و جوانان امروز را از آسیب های اجتماعی محتمل و خانمانسوز برهانند.
باشد که با الگو گرفتن از ائمه معصومین (ع) در گفتار و عمل رضایت حق تعالی و امام عصر (ع) جلب شود.ان شاء الله
خبرگزاری ایسکانیوز: اول ذی الحجه سالروز ازدواج دو فرشته ای است که برای همه عصرها و دوره ها به عنوان یک الگوی موفق در همه ابعاد مطرح بوده ، درس های فراوانی برای جوانان اعصار مختلف در بر دارد.
اگر چه همه زندگی ائمه اطهار (ع) برای شیعیان و رهپویان آنان سراسر درس و عبرت است ولی نیم نگاهی به آنچه که در روزگار ما به عنوان هنجارهای اجتماعی فرهنگ چگونه ازدواج کردن و آغاز یک زندگی مشترک شده است و البته در حال نهادینه شدن نیز می باشد ، هر از چند گاهی آدمی را به تامل وامی دارد به عبارتی از باب متذکر شدن نیز که شده که قطعا" هم بدون مصلحت و فلسفه نیست ، نکاتی در پی می آید که شاید برای آنها که در پی چشم هم چشمی های بوجود آمده و هر چیزی که عنوان تشریفات به خود گرفته ، گرفتار بلاهای اجتماعی متعدد شده اند ، سودمند افتد.
اما از ماجرای ازدواج علی و فاطمه (سلام الله علیها) نکات بسیار جالبی می توان آموخت . اگر خواهان سعادت هستیم و پیرو اسلام ، بایستی تا مرز توان تلاش کنیم که در مرحله اول ازدواج بر مبنایی صحیح صورت گیرد و دوم ساده زیستی در تمام شئون زندگی جامعه به خصوص ازدواج راه یابد وگرنه قید و بندهای اجتماعی در امر ازدواج که بیشتر نشأت گرفته از فرهنگ اسلامی و یا ساخته و پرداخته فرهنگ های کوتاه نگر مادی و اشرافی است . اگر این غل و زنجیرها بر دست و پای جوانان و والدین بیفتد هر روز بزرگتر و سنگین تر می شود تا آنجا که امکان هر نوع حرکت صحیحی را می گیرد و صاحب جامعه را به سوی نابودی می کشاند و به فسا د و نابودی های روانی و مشکلات اخلاقی می افزاید.
* هم کفو بودن یکی از اصول اساسی و رازهای موفق ازدواج ، کفو و هم تا بودن دختر و پسر با هم است . برخی گمان دارند کفیت به شرایط ظاهری و مادی و رفاهی بستگی دارد . در صورتی که هم تایی به آرمانها و خواهش ها و تمایلات روحی و روانی افراد است . میزان آگاهی علمی و دینی و میزان تعهد عملی به مکتب مذهب و ارزش نهادن به ویژگی های اخلاقی و فرهنگی است . اگر هم تایی مطرح نبود ، دختران زیادی در مدینه بودند که هرگز علی از آنان خواستگاری نکرد و فاطمه (سلام الله علیها) خواستگاران زیادی داشت . اما رضایت به آنها نداد . اگر خداوند علی را نمی آفرید برای فاطمه هم کفو و هم تایی وجود نداشت.
* روش خواستگاری بدون هیچ گونه تشریفات و واسطه ای انجام شد .
* پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم بدون رضایت دخترش به خواستگار پاسخ مثبت نداد .
* میزان مهریه کم و متناسب با شرایط مالی داماد بود .
* در تهیه جهیزیه به ضروری ترین و ابتدایی ترین وسایل زندگی در آن عصر بسنده شد.
فاطمه دختر پیامبر و رهبر مسلمانان از تیره بنی هاشم یعنی اصیل ترین و شریف ترین تیره های عرب به حساب می آمد .مادرش خدیجه ثروتمند ترین زن عرب خودش بود و از نظر علمی ، فردی آگاه تر و اندیشمند تر از او نبود و پیامبر صلی الله علیه وآله و سلم هم می توانست جهیزیه زیادی همراه دخترش کند اما منش پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم و خاندانش بر ساده یستی است . متاسفانه در برخی از خانواده ها بخصوص قشر مرفه جامعه ، جهیزیه و دخترانشان نمایشگاه بین المللی کامل است از لوازم خانگی داخلی و خارجی و اشیاء لوکس تشریفاتی مدرنی که برقش چشم های ظاهربین را خیره می کند.
بنابراین با نگاهی به جامعه کنونی و نحوه برگزاری مراسم ازدواج ضروری است که خانواده ها با توجه به مبانی دینی و شواهدی که به گفته تاریخ از چگونگی برگزاری ازدواج ها به خصوص ازدواج بنت الرسول فاطمه زهرا (س) و حضرت امیرالمومنین (ع) به یادگار مانده تجدید نظری اساسی کرده و جوانان امروز را از آسیب های اجتماعی محتمل و خانمانسوز برهانند.
باشد که با الگو گرفتن از ائمه معصومین (ع) در گفتار و عمل رضایت حق تعالی و امام عصر (ع) جلب شود.ان شاء الله
نوشته شده توسط × در پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388 ساعت 16:56 | لینک ثابت |

.:: دیدم که به عرش شور و شوقی بر پاست ::.
.:: برپا گر این بزم شعف ذات خداست ::.
.:: گفتم به خرد چه اتفاق افتاده ::.
.:: گفتا که عروسی علی و زهرا است ::.
سالروز ازدواج امام علی(ع) و حضرت فاطمه(س) مبارک باد.
نوشته شده توسط × در پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388 ساعت 16:55 | لینک ثابت |
بي ترديد، جز ذات بيپايان خداوندي كه هم آغاز است و هم انجام، هر آغازي را انجام و هر شروعي را فرجامي است. زمان نيز مانند تمام مخلوقات الهي از اين قاعده مستثنا نيست. روزگاري بر دنيا سپري شده كه ديباچة كتاب زندگي دنيايي به شمار ميآيد و روزگاري نيز فصل پاياني اين كتاب خواهد بود. برگههاي پايان كتاب زندگي انسان در زمين «آخر الزمان» خوانده ميشود.
آخر الزمان، اصطلاحي است كه در فرهنگ اغلب اديان بزرگ دنيا به چشم ميخورد و به ويژه در اديان ابراهيمي از برجستگي و اهميت خاص برخوردار است. اين اصطلاح معمولاً به روزگار پاياني دنيا و رويدادهايي كه ممكن است در اين بخش از زندگي جهان به وقوع بپيوندد، گفته ميشود. اديان بزرگ، درباره آخرالزمان پيشگوييهايي كردهاند. براي مثال در «انجيل» چنين آمده است «... و اين را بدان كه اوقات صعب در زمان آخر خواهد رسيد، زيرا كه مردم خود دوست و زرپرست و مغرور و متكبر و كفرگو و نافرمان والدين و حق ناشناس و بيدين و بيالفت و بيوفا و خبثكننده و بي پرهيز و بيحلم و با خوبان بياعتنا و خائن و كم حوصله و عبوس خواهند بود و عيش را برخدا ترجيح ميدهند. 1 »
در معارف ارزشمند اسلامي اين اصطلاح در دو معناي كلي به كار رفته است:
1. مدت زماني طولاني كه با ولادت پيامبر اسلام(ص) آغاز و با شروع رستاخيز بزرگ پايان مييابد. از اينرو آن پيامبر الهي را پيامبر آخرالزمان نيز ناميدهاند.
2. مدت زماني كه با ولادت واپسين جانشين پيامبر اسلام(ص) حضرت مهدي (عج) آغاز ميشود. اين گسترة زماني زمان غيبت و ظهور را در برگرفته، با شروع قيامت به انجام ميرسد.
روايات اهل بيت (ع) نشان ميدهد:
الف) با سپري شدن اين دوران، بساط زندگي دنيوي برچيده ميشود و مرحلهاي جديد در نظام آفرينش آغاز ميگردد.
ب) آخرالزمان خود به دو مرحلة كاملاً متفاوت تقسيم ميشود:
نخست دوراني كه انسان به مراحل پاياني انحطاط اخلاقي ميرسد و فساد و ستم همه جوامع بشري را فرا ميگيرد و واپسين اميدهاي بشري به نااميدي ميگرايد و ديگر دوراني كه عصر تحقق وعدههاي الهي است و با قيام مصلح جهاني آغاز ميشود.
كليات عقايد مربوط به آخرالزمان تقريباً از سوي همه فرقههاي بزرگ اسلام پذيرفته شده است، ولي در خصوص وابستگي اين تحولات به ظهور مهدي موعود و نيز هويت مهدي موعود اختلاف نظر وجود دارد. شيعيان دوازده امامي حضرت مهدي(ع) و حكومت جهاني او را حسن ختام حيات بشر در كره زمين و او را همان موعود امتها ميدانند. در نظر آنان با ظهور حضرت مهدي(عج) برخي از ائمه و نيكان و صالحان و نيز بدان و تبهكاران تحت عنوان «رجعت» به دنيا باز ميگردند و زندگي دنيايي پايان مييابد.
با گلگشت در كلمات نوراني معصومان(ع) واژههايي را مييابيم كه بيانگر پيوند مهدويت و آخرالزمان است، اين واژهها عبارت است از:
1. آخرالزمان (پايان زمان)
امام صادق(ع) پيشواي ششم ميفرمايد: رسول گرامي اسلام(ص) به علي(ع) فرمود: آيا تو را بشارت ندهم؟ آيا تو را خبر ندهم؟ عرض كرد: بله يا رسولالله. آن حضرت فرمود: هم اينك جبرئيل نزد من بود و مرا خبر داد، قائمي كه در آخرالزمان ظهور ميكند و زمين را پر از عدل و داد ميسازد، همانگونه كه از ظلم و جور آكنده شده، از نسل تو و از فرزندان حسين(ع) است. 2
2. «لاتذهب الدنيا؛ دنيا به پايان نرسد»
اين تعبير بيانگر حتمي بودن تحقق حوادثي است كه پس از آن ذكر ميشود.
عبدالله بن مسعود ميگويد: رسول گرامي اسلامي(ص) فرمود: دنيا به پايان نرسد، مگر اينكه امت مرا مردي رهبري كند كه از اهل بيت من است و به او مهدي گفته ميشود. 3
و روشن است دنيا به پايان نميرسد، مگر اينكه بخش پايانياش (آخرالزمان) را پشت سرگذارد.
3. «لاتقوم الساعه؛ قيامت برپا نميشود»
پيامبر گرامي اسلام(ص) فرمود «قيامت برپا نميشود تا آنكه قيام كنندهاي به حق از خاندان ما قيام كند، و اين هنگامي است كه خداوند به او اجازه فرمايد، و هركس از او پيروي كند، نجات يابد و هركس از او سرپيچد، هلاك خواهد شد...» 4
4. «لاتنقضي الايام؛ روزها منقضي نگردد»
رسول خدا(ص) فرمود: روزها منقضي نگردد، تا اينكه مردي از اهل بيت من برزمين حكومت كند كه هم نام من است. 5
5. «لولم يبق من الدنيا الّايوم واحد؛ اگر از دنيا بيش از يك روز باقي نماند.»
اميرمؤمنان(ع) بر فراز منبر در شهر كوفه چنين فرمود «اگر از دنيا بيش از يك روز باقي نماند، خداوند آنروز را چنان طولاني خواهد كرد كه مردي از خاندانم برانگيخته شود.» 6
6. «عند انقطاع من الزمان؛ در بخش پاياني زمان»
پيامبراكرم(ص) فرمود: هنگام پايان زمان و آشكار شدن فتنهها، مردي هست كه به او مهدي گفته ميشود و بخشش بسيار دارد. 7
نشانههاي آخرالزمان
اين محدودة زماني نشانههايي دارد كه اصطلاحاً «علائم آخرالزمان» خوانده ميشود. علاوه بر اصطلاح رايج علائم آخرالزمان در فرهنگ مسلمانان، اصطلاح مشابه ديگري به نام «اشراط الساعه» وجود دارد. اين اصطلاح كه بيشتر نزد اهل سنت رايج است، به نشانههاي وقوع قيامت اختصاص دارد، ولي رواياتي كه ذيل اين عنوان ذكر شده، نشان ميدهد بسياري از نشانههاي آن چون نشانههاي آخر الزمان است و ميتوان بسياري از نشانههاي آخرالزمان را نشانههاي قيامت دانست.
هماگونه كه اشاره شد، آخرالزمان به دو بخش متفاوت تقسيم ميشود. براساس روايات، بخش اول بسيار دشوار خواهد بود. بخشي از مشخصههاي اين عصر عبارت است از:
1. گريز از دين
پيامبرگرامي اسلام(ص) ويژگيهاي انسانهاي اين دوران را اينگونه بر شمرده است: زماني بر مردم خواهد آمد كه دينشان درهمهايشان خواهد بود و زنان، قبلههايشان، براي طلا و نقره، ركوع و سجود بهجا ميآورند. آنها همواره در حيرت و مستي خواهند بود. نه بر مذهب مسلمانياند و نه بر مسلك نصراني.8
2. دنياپرستي
رسول خدا(ص) فرمود: زماني بر امت من ميآيد كه در آن زمان، درونهاي مردم پليد ميشود، ولي ظواهرشان به طمع مال دنيا آراسته ميگردد.
به آنچه در پيشگاه خداوند است، دل نميبندند، كارشان ريا و تظاهر است، خوف از خدا به دلشان راه نيابد و خداوند آنها را به عذابي فراگير دچار سازد.
آنها چون انساني در حال غرق شدن، خداوند را ميخوانند، ولي خداوند دعايشان را مستجاب نميكند. 9
3. آزمايشهاي بزرگ
يكي ديگر از ويژگيهاي دوران آخرالزمان، امتحاناتي است كه انسانها در اين دوران پشت سر ميگذارند. با اين آزمونها مردم به دو گروه كاملاً متفاوت تقسيم ميشوند: موفقها و ناموفقها.
اميرمؤمنان علي(ع) دربارة نجات يافتگان اين دوران ميفرمايد: و آن زماني است كه از فتنهها نجات نمييابد، مگر مؤمني كه بينام و نشان است. اگر در حضور باشند، شناخته نشوند و اگر غايب گردند، كسي سراغ آنها را نميگيرد. آنها براي سيركنندگان در شب ظلماني جامعه ما، چراغهاي هدايت و نشانههايي روشنند. نه مفسدهجو هستند و نه فتنهانگيز، نه در پي اشاعة فحشايند و نه مردمي سفيه و لغوگو! اينانند كه خداوند درهاي رحمتش را به رويشان باز ميكند و سختيها و مشكلات را از آنها برطرف ميسازد. 10
نوشته شده توسط × در پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388 ساعت 17:2 | لینک ثابت |

